روباه ادامه داد: آدم ها همه چیز را همین جور آماده از مغازه می خرند, اما چون مغازه ای نیست که دوست معامله کند بی دوست مانده اند ! حالا تو اگر دوست میخواهی مرا اهلی کن ! شازده کوچولو پرسید: راهش چیست ؟ روباه گفت: باید کمی حوصله کنی, هر روز باید سر ساعت معینی منو ببینی , به من غذا بدهی, نوازشم کنی چند روز که بگذرد سر ساعت معین دلم برایت تنگ میشود ,مدتی که بگذرد زندگی برایم مفهوم دیگری پیدا میکند , هر چه لحظه ها جلو تر میروند بیشتر شاد میشوم چون لحظه دیدار
برچسب:
نویسنده: نیکا جعفری
مهر ۱۴۰۰ بالاخره بعد از سال که به خاطر کرونای لعنتی تو خونه بودیم یه مسافرت رفتیم که تلافی این دو سال تو خونه بودن دراومد واقعا خوش گذشت با جابر و خانومش رفتیم و ۴۰ نفر دوست بهروز که مثل خونواده شدیم برا هم پیدا کردیم کلی دلتنگ هم شدیم بعد از مسافرت دیشبم همه قرار گذاشتیم رفتیم کافه ی امین بازم خیلی خوش گذشت واقعا خیلی خوشحالم البته بعد از ماجراهایی که تو این چند وقته داشتم (مهدی. امین .شطرنج ، مسابقه ، کار ،دکتر ، دارو ...
برچسب:
نویسنده: نیکا جعفری
سفر کن به هیچکس هم نگو . یک رابطه عاشقانه را زندگی کن و به هیچکس هم نگو شاد زندگى کن و به هیچکس هم نگو! آدم ها چیزهاى قشنگ را خراب می کنند... . . برا مسافرت قبلی همین بود یهویی بدون اطلاع قبلی بدون برنامه ریزی بعد همه دوستام گفتن چرا به ما نگفتی کلی دعوام کردن ولی الان که برا مسافرت این هفته بهشون گفتم هر کدوم به بهانه ای گفتن نمیتونن بیان چرا اینجوری هستن آدما ولی من میرم من عاشق مسافرتم مخصوصا که دریا باشه ایشالله این هفته سیرااااااف
برچسب:
نویسنده: نیکا جعفری